![]() |
![]() |
|
| مـیـخـوام از دل تـنـگـیـام بـگـم |
|
سلام
به خاطر غیبتم معذرت می خوام حالم خوب نبود قول میدم از امروز جبران کنم دوستون دارم واستون می میرم کنارم بمونید قول قول بدیت... . |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 21:20 توسط محمد |
|
|
تو به من خندیدی
حالا جواب شعر...
من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی که باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است! من به تو خندیدم تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض نگاه تو ، تکرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چه می شد اگر باغچه کوچک ما سیب نداشت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:28 توسط سانتیاگو |
|
|
ایدی - شماره تلفن همراه - و اینکه از کجا هستند اگه این چیزهایی که گفتم نگید ایدی شما ثبت نمیشه
برای ثبت نام در قسمت نظرات این بخش اسم * آیدی * شماره تلفن * را حتما بگذارید |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:45 توسط محمد |
|
|
گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست.. گر دلم را بشکني با دست خود دل نگيرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري گه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده ! آخه مي دوني ؟ : "خدا" خيلي تنهاست غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند و ما هدیه شیطان را به هم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:35 توسط محمد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 18:50 توسط محمد |
|
|
اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت . بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم . آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ... بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را . مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ... جدايي را لحظه لحظه به من بياموز... آرام تر بگذر ... وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ... من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ... اي پرنده ! دست خدا به همراهت ... اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ... از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 18:48 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
به پاتوق دل شکستها خوش اومدید من محمد 19 ساله از یـــزد هستم امضا : محمد سلام من پــو ر یــا هستم 19 ساله از یـــــزد امضا : پــو ر یــا نــظــر فـرامـوش نـشـه ارتباط با محمد این آیدی 09353469247 Boy.Tanha20 ارتباط با پــو ر یــا Tanha.hamishe |
| پیوندهای روزانه |
|
دوستی آقا و خانم اسمیت مریم حیدرزاده پاتوق به شرط بلوغ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| نویسندگان |
|
محمد پــو ر یــا سانتیاگو |
| پیوندها |
|
ایــران پــاتــوق + 18 کلبه ی دلتنگی ها تنهام نذار بهار و بهنام عزیزانم |
|
RSS
|